تبلیغات
****(((( دوستانه ))))**** - آخرین سطر زندگی را چگونه بخوانیم
****(((( دوستانه ))))****
دانشمندی را بگذارید و اندیشمندی را در پیش گیرید.مولوی

****(((( دوستانه ))))****


وبلاگ دوستانه در حقیقت دفتر یادداشتی است جهت یادآوری حکمت‌های موجود در این عالم که تعمق و تفکر درباره انها می‌تواند بر بینش ما تاثیر داشته و سرعت رسیدن به اهدافمان را دو چندان کند. بیشتر مطالب استفاده شده در این وبلاگ برگرفته از سایرسایتها، وبلاگها و ایمیلهای دریافتی از دوستان میباشد كه اغلب به دلیل عدم آگاهی از منبع اصلی، از ذكر منابع آنها خودداری گردیده است. هدف اصلی نویسندگان وبلاگ تفكر، تعمق، درس گیری از مطالب و اشاعه آنهاست كه درصورت تحصیل و به كارگیری آنها توسط دوستان، قطعا نویسندگان به هدف خود نائل آمده اند.انشاءالله


****(((( دوستانه ))))****

مدیر وبلاگ : مهر

آخرین سطر زندگی را چگونه بخوانیم

یکشنبه 22 بهمن 1391  ساعت: 05:03 ق.ظ

نوع مطلب :حکایتنامه ،

نظرات() 


مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود

کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد:

)(تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران))

اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند

و آنرا نقطه گذاری کند . پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد ؟

 

برادر زاده او تصمیم گرفت ، آن را اینگونه تغییر دهد:

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم ؟ نه !

برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران .

 

خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطه‌گذاری کرد :

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم.

نه برای برادر زاده‌ام . هرگز به خیاط . هیچ برای فقیران .

 

خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد

و آن را به روش خودش نقطه‌گذاری کرد:

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه .

برای برادرزاده‌ام؟ هرگز . به خیاط . هیچ برای فقیران.

 

پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:

تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه .

برای برادر زاده‌ام ؟ هرگز . به خیاط ؟ هیچ . برای فقیران .

 

نکته اخلاقی:

به واقع زندگی نیز این چنین است‌:

او نسخه‌ای از هستی و زندگی به ما می‌دهد که درآن هیچ نقطه و ویرگولی نیست و ما باید به روش خودمان آن را نقطه‌گذاری کنیم. از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست



نوشته شده توسط:بهار

ویرایش:شنبه 21 بهمن 139112:05 ق.ظ

ساحل آرام
دوشنبه 23 بهمن 1391 02:21 ب.ظ
خیلی زیبا بود بهارجونم...
پاسخ بهار : ممنون...
فرزانه
یکشنبه 22 بهمن 1391 11:24 ب.ظ
ممنون از محبت و لطف همیشگیت بهار جون
این داستانت هم مثل همیشه زیبا بود
همیشه موفق باشی گلم
واسم دعا کن
زهرا
یکشنبه 22 بهمن 1391 04:39 ب.ظ
تابلو نقاش را ثروتمند کرد.شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد.کارگردان جایزه ها را درو کرد...و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود...
دخترِ اردیبهشت
یکشنبه 22 بهمن 1391 06:51 ق.ظ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﻨﺶ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻭﺳﺖ ،
ﭘﺲ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻦ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻦ ،
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﮐﻨﺪ.
دخترِ اردیبهشت
یکشنبه 22 بهمن 1391 06:50 ق.ظ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﻨﺶ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻭﺳﺖ ،
ﭘﺲ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻦ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻦ ،
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﮐﻨﺪ.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها

جستجو


هیچ چیز در این دنیا اتفاقی نیست.