****<<<<زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن>>>>**** ***(((( دوستانه ))))****
***(((( دوستانه ))))****
دانشمندی را بگذارید و اندیشمندی را در پیش گیرید.مولوی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط بهار | نظرات ()
طبقه بندی: خودشناسی، 


نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط بهار | نظرات ()
طبقه بندی: خودشناسی، 

عشق ، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی " فهمیدن " و

" اندیشیدن " نیست .

اما دوست داشتن ، در معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد .

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در " دوست " می بیند و می یابد .

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق.

عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر .

از عشق هر چه بیشتر می نوشیم ، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر ، تشنه تر .

عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر .

عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست .

بر گرفته از کتاب هبوط در کویر

دکتر علی شر یعتی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 توسط بهار | نظرات ()
طبقه بندی: خودشناسی، 
انسان نرم و لطیف زاده می شود
و به هنگام مرگ خشك و سخت می شود.
گیاهان هنگامی كه سر از خاك بیرون می آورند نرم و انعطاف پذیرند
و به هنگام مرگ خشك و شكننده.
پس هركه سخت و خشك است
مرگش نزدیك شده
و هركه نرم و انعطاف پذیر
سرشار از زندگی است.
سخت و خشك می شكند.
نرم و انعطاف پذیر باقی می ماند.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 توسط بهار | نظرات ()
طبقه بندی: خودشناسی،  حکایتنامه، 

 زوجی پس از 11 سال صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند.

فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آن را در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

شوهر فقط گفت: “عزیزم دوستت دارم!”

عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.

گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک رخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.

اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.

حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.



نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط بهار | نظرات ()
طبقه بندی: خودشناسی، 

* خوشحال بودن یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!

 

 * برای زندگی کردن دو راه وجود دارد. یکی اینکه گویی هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگری اینکه گویی همه چیز یک معجزه است.

 

* اغلب روابط به سمت شکست می روند. نه بخاطر حضور نداشتن عشق. عشق همیشه حاضر است. تنها مشکل این است که یکی بسیار زیاد دوست داشته شده است و دیگری به اندازه کافی دوست داشته نشده است!

 

* اگر میدانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است، هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمی کردید!

 

* در یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن نیست. به معنای بودن با کسی است که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند!

 

* تنها کسانی که در زندگی به انها نیاز دارید کسانی هستند که در زندگیشان به شما نیاز دارند...

 

 * یک پسر میداند چیزی را که میخواهد چگونه بدست آورد. یک مرد میداند چیزی را که بدست آورده چگونه نگه دارد.

 

* ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!

 

* هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.

 

* به خودتان اجازه ندهید توسط این سه چیز تحت کنترل درآیید: گذشته تان، مردم و پول.

 

* ذهن فراموش می کند اما دل همیشه بخاطرش می ماند.

  

* همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم. چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟

 

* من...هستم

قدرتمندترین کلمات هستند چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد.

 

* اگر کسی را ترک می کنید لااقل به وی علتش را توضیح دهید؛ چون اینکه ببینید لایق یک توضیح

ساده هم نبوده اید دردناک تر از خود ترک شدن است.

 

* هر روز ممکن است خوب نباشد...اما چیزی خوب در هر روز وجود دارد!

 

* عشق یک چرخه است:

وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.

وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.

وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.

وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.

وقتی دل تنگ می شوید...

در نهایت دوباره عاشق می شوید.

 

 * معجزه دوستی

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد،

شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود ♥

اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد،

و شما متوجه می شود که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

 

* کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند. خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست، بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 توسط بهار | نظرات ()

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.

کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری، من دخترم را به تو خواهم داد.مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگ ترین بود ، باز شد . باور کردنی نبود. بزرگ ترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید، تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچک تر بود، باز شد. گاوی کوچک تر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم ،چون گاو بعدی کوچک تر است و این ارزش جنگیدن ندارد.سومین در طویله هم باز شد و همان طور که فکر می کرد ضعیف ترین و کوچک ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد…

اما………گاو دم نداشت!!!!

زندگی پر از ارزش های دست یافتنی است، اما اگر به آن ها اجازه رد شدن بدهیم ، ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 توسط بهار | نظرات ()
طبقه بندی: خودشناسی، 

یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.

یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.

یادمان باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.

یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که: آنها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.

یادمان باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!

یادمان باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.

یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که: نیازمند کمک‌اند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.

یادمان باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادمان باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.

یادمان باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.

یادمان باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که: در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.

یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

یادمان باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه.

یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها



(تعداد کل صفحات:96)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
درباره وبلاگ

****(((( دوستانه ))))****


وبلاگ دوستانه در حقیقت دفتر یادداشتی است جهت یادآوری حکمت‌های موجود در این عالم که تعمق و تفکر درباره انها می‌تواند بر بینش ما تاثیر داشته و سرعت رسیدن به اهدافمان را دو چندان کند. بیشتر مطالب استفاده شده در این وبلاگ برگرفته از سایرسایتها، وبلاگها و ایمیلهای دریافتی از دوستان میباشد كه اغلب به دلیل عدم آگاهی از منبع اصلی، از ذكر منابع آنها خودداری گردیده است. هدف اصلی نویسندگان وبلاگ تفكر، تعمق، درس گیری از مطالب و اشاعه آنهاست كه درصورت تحصیل و به كارگیری آنها توسط دوستان، قطعا نویسندگان به هدف خود نائل آمده اند.انشاءالله


****(((( دوستانه ))))****
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

هیچ چیز در این دنیا اتفاقی نیست.
برداشت از مطالب این وبلاگ آزداد است